براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، ۳۰ حق اصلی و اساسی برای همه انسان‌ها در سرتاسر جهان وجود دارد که در سال ۱۹۴۸ توسط سازمان جهانی ملل متحد به تصویب رسیده است. این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی‌ که تمامی انسان‌ها، صرفنظر از نژاد و جنسیت در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌ است. هدف این اعلامیه، برقراری حقوق و آزادی‌های برابر برای همه انسان‌هاست.

حقوق بشر واژه‌ای جهانی است که بارها شنیده‌اید اما شاید خیلی‌ از شما قادر به تعریف آن نباشید. سوال این است که این حقوق بشر واقعاً چه هستند؟ این «حقوق» چیزهایی هستند که ما بخاطر انسان بودن آزادی انجام یا داشتن آنها را داریم. همه ما انسان‌ها دارای این ۳۰ حق هستیم و می‌بایست اطلاعات کامل درمورد حقوقی که سازمان ملل برای تک‌تک ما تصویب کرده است داشته باشیم. علاوه بر این، باید همدیگر و بخصوص کودکان را نیز از این حقوق آگاه کنیم.


برچسب‌ها: حقوق بشر, مطالب آموزنده, عکس, دانستنی ها, تصاویر

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه نهم مهر 1393 | 19:0 | نویسنده : صدراله تزم |

روزی دست پسر بچه‌ای در گلدان کوچکی گیر کرد و هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانستند دست پسر را از گلدان خارج کنند. گلدان گرانقیمت بود، اما پدر تصمیم گرفته بود که آن را بشکند. قبل از این کار به عنوان آخرین تلاش به پسرش گفت: <<دستت را باز کن، انگشت‌هایت را به هم بچسبان و آنها را مثل دست من جمع کن. آن وقت فکر می‌کنم دستت بیرون می‌آید>>.

پسر گفت: <<می‌دانم اما نمی‌توانم این کار را بکنم>>

پدر که از این جواب پسرش شگفت‌زده شده بود پرسید: <<چرا نمی‌توانی؟>>

پسر گفت: <<اگر این کار را بکنم سکه‌ای که در مشتم است، بیرون می‌افتد.>>

شاید شما هم به ساده‌لوحی این پسر بخندید، اما واقعیت این است

که اگر دقت کنیم می‌بینیم:

همه ما در زندگی به بعضی چیزهای کم‌ارزش،چنان می‌چسبیم که ارزش

دارایی‌های پرارزشمان را فراموش می‌کنیم و در نتیجه آنها را از دست می‌دهیم.


برچسب‌ها: داستان, عکس, گلدان قیمتی, تصاویر, سکه

تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 15:18 | نویسنده : صدراله تزم |

از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و  بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و  ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و  هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی
كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
فرقى نمی كند گودال آب كوچكى باشى یا دریاى بیكران… زلال كه باشى، آسمان در توست

(نلسون ماندلا)


برچسب‌ها: مطالب آموزنده, عکس, تصاویر, نلسون ماندلا, جملات ارزشمند

تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 15:9 | نویسنده : صدراله تزم |

یه روز غروب تو شرکت نشسته بودم که تلفنم زنگ خورد ،برداشتم دیدم دخترخاله مهسا هست،به محض اینکه جواب دادم ،بدون اینکه حتی یه احوالپرسی بکنه ،گفت ،آب دستته بذار زمین و بدو بیا خونمون ،بعدشم قطع کرد،نمیدونستم چه خبرشده ،اما چون از بچگی باهم بزرگ شدیم و خیلی برام عزیزه ،همیشه هواشو دارم و حرفشو زمین نمیندازم ،کاری هم تو شرکت نداشتم ،زودی بند و بساطمو جمع کردم و راه افتادم ،اما توراه هزارو یک خیال به سرم زد که یعنی چیکارم داره؟!این بود که باهاش تماس گرفتم ،ولی گفت که دستش بنده و نمیتونه صحبت کنه فقط زود خودمو برسونم ،ازش خواستم که گوشی رو بده به خالم لااقل ازاون بپرسم ببینم چی شده که فهمیدم هیچ کس خونه نیست و دخترخاله تو خونه تنهاست…


برچسب‌ها: داستان, تصاویر, ناتالی پورتمن, دخترخاله, 18

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 17:0 | نویسنده : صدراله تزم |

خدایا آنان که به من بدی کردند مرا هوشیار کردند ،

 آنان که از من انتقاد کردند به من راه و رسم زندگی آموختند ،

آنان که به من بی اعتنایی کردند به من صبر و تحمل آموختند ،

آنان که به من خوبی کردند به من مهر و وفا آموختند.

پس خدایا ، به همه اینان که باعث تعالی دنیا و آخرت من شدند ،

خیر و نیکی برسان.

شهید دکتر مصطفی چمران


برچسب‌ها: شهیدمصطفی چمران, عکس, تصاویر, مطالب آموزنده

تاريخ : چهارشنبه دوم مهر 1393 | 14:40 | نویسنده : صدراله تزم |
تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 4:58 | نویسنده : صدراله تزم |

وقتی به چیزی فکر می‌کنید،در واقع برایش کارت دعوت می‌فرستید. آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدت‌ها از او بی‌خبر بوده‌اید فکر کنید و او ناگهان پس از سال‌ها، به شما تلفن بزند؟ آیا می‌دانید این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ فکر شما امواجی تولید می‌کند که باعث جذب ذهن و فکر دوست شما می‌شود و او با شما تماس می‌گیرد. در مورد آینده نیز همین قانون صدق می‌کند. وقتی شما شرایطی را برای آینده در نظر می‌گیرید و به آن فکر می‌کنید امکان وقوع آن را به طرز چشم‌گیری قطعی می‌کنید.
  تصاویر ذهنی شما، به‌سوی شما باز می‌گردند
زندگی مانند آینه‌ای است که همیشه تصویر ذهن خودتان را منعکس می‌کند. افراد مثبت، مهربان، شاد و باگذشت،دنیا را مانند خودشان شاد و دلنشین می‌بینند و افراد منفی، غمگین، ناراضی و کینه‌جو تصاویر سخت و تاریکی در آن خواهند دید.


برچسب‌ها: مطالب جالب, مطالب آموزنده, عکس, تصاویر, شیر

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 10:51 | نویسنده : صدراله تزم |

سالها پیش '' در کشور آلمان '' زن و شوهری زندگی می کردند.آنها هیچ گاه صاحب فرزندی نمی شدند.یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند '' ببر کوچکی در جنگل '' نظر آنها را به خود جلب کرد.مرد معتقد بود : نباید به آن بچه ببر نزدیک شد.به نظر او ببرمادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر داشت.

پس اگر احساس خطر می کرد به هر دوی آنها حمله می کرد و صدمه می زد.اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی شنید '' خیلی سریع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زیر پالتوی خود به آغوش کشید ''


برچسب‌ها: داستان, عکس, تصاویر, ببر, زن

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 17:28 | نویسنده : صدراله تزم |

مردی در حال مرگ بود.. وقتی که متوجه مرگش شد خدا را با جعبه ای در دست دید.

 خدا: وقت رفتنه !

مرد:به این زودی ؟ من نقشه های زیادی داشتم !

 خدا: متاسفم ولی وقت رفتنه.

 مرد: در جعبه ات چی دارید؟

 خدا: متعلقات تو را.

 مرد: متعلقات من؟ یعنی همه چیزهای من ؛ لباسهام ، پولهایم و ......


برچسب‌ها: داستان, جعبه, تصاویر, عکس, خدا

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و دوم شهریور 1393 | 18:2 | نویسنده : صدراله تزم |

1-عمل خلاف را نه تجربه کن و نه تکرار .

2-اگر ضامن وام کسی شُدی ، خود را آماده پرداخت کل وام کن ، حتما آماده باش.

3-قانون را نشکن ، اما می توانی آن را خم کنی.

4-در موردهمسر کسی اظهار نظر نکن ، نه مثبت و نه منفی.

5-فقط در موقع رانندگی اجازه بده تا حق تو را بخورند، ولی جاهای دیگر نه .


برچسب‌ها: جملات ارزشمند, مطالب اموزنده, عکس, بکن ونکن, بایدونبایدها

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه هفدهم شهریور 1393 | 12:44 | نویسنده : صدراله تزم |

سلام بر تو اى امام هشتم، اى فرزند پيامبر و على، اى پاره تن فاطمه اى جگر گوشه حضرت موسى بن جعفر، و اى امامى كه هر لحظه دل هاى ما به شوق ديدار حرم مطهّرت مى تپد، سلام بر تو اى على بن موسى الرضا، و سلام بر پدارن بزرگوارت و فرزندان پاك و معصومت.
فرارسيدن يازدهم ذى القعده سالروز ولادت هشتمين امام معصوم، خورشيد فروزان خراسان، مايه بركت و افتخار كشور ايران، محبوب دلهاى شيعيان، حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام را به همه مسلمانان جهان بالأخصّ شيعيان تبريك مى گوييم و اميدواريم در دنيا و آخرت از بركات وجود امامان معصوم بهره مند باشيم.آمین


برچسب‌ها: عکس, امام رضا, تصاویر, آهنگ, مناسبت

تاريخ : جمعه چهاردهم شهریور 1393 | 12:47 | نویسنده : صدراله تزم |

پنج اصل اساسی را از خردمندی پرسیدند:

چگونه توانستی زندگی خود را بر پاکی بنا کنی؟

 چرا اینقدر آرامی؟

چه چیزی سبب می شود که هیچ گاه خسته نشوی؟

چگونه است که دچار وسوسه نمی شوی؟

گفت: بعد از سال ها مطالعه وتجربه، زندگی خود را بر پنج اصل بنا کردم.

- دانستم رزق مرا دیگری نمی خورد پس آرام شدم.

- دانستم که خدا مرا می بیند پس حیا کردم.

- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم.

- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم.

- دانستم که نه نیکی و نه بدی گم نمی شوند.هرنیکی و بدی سرانجام به سوی صاحب او باز خواهند گشت.

- پس بر خوبی افزودم و از بدی دوری گزیدم.

- و هر روز این پنج اصل را به خودم یادآوری می کنم!


برچسب‌ها: تصاویرجذاب و دیدنی, مطالب آموزنده, جملات ارزشمند, عکس, دانستنی ها

تاريخ : یکشنبه نهم شهریور 1393 | 17:35 | نویسنده : صدراله تزم |

روزی، مردی گناوه ای به نام غلماس، در زندگی خویش به پوچی رسید، لذا تصمیم به خودکشی گرفت. بالای صخره ای نوک تیز ایستاد و دور گردن خود طناب بزرگی بست. سمت دیگر طناب را به تخته سنگی بزرگ گره زد. مقداری سم نوشید و لباس خود را به آتش کشید. بلافاصله به سمت پایین پرید و در همان لحظه با هفت تیر به سوی خود شلیک کرد.
اما گلوله به خطا رفت و طناب بالای سرش را برید. او که از خطر حلق آویز شدن جان سالم به در برده بود، به داخل آب سقوط کرد.
آب شعله های آتش را خاموش کرد و استفراغ، سم را از بدنش خارج ساخت. ‪ توسط یک ماهیگیری از آب خارج و به بیمارستان امیرالمومنین منتقل شد. در بیمارستان بود که به خاطر نبود امکانات و دارو جان به جان آفرین تسلیم کرد


برچسب‌ها: داستان, لطیفه, طنز, عکس, مردگناوه ای

تاريخ : سه شنبه چهارم شهریور 1393 | 17:22 | نویسنده : صدراله تزم |

فقیربه دنبال شادی ثروتمند و ثروتمند به دنبال آرامش فقیر

کودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک

پیر به دنبال قدرت جوان و جوان در پی تجربه

آنان که رفته اند در آرزوی بازگشت

و آنان که مانده اند در رویای رفتن

نمی دانم کدام پل در کجای دنیا شکسته

که هیچ کس به مقصد خود نمی رسد.


برچسب‌ها: عکس, تصاویر, آرامش, پل, جملات ارزشمند

تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 19:8 | نویسنده : صدراله تزم |

یه روز تو یکی از خیابانهای کشورداشتم پیاده میرفتم از روبرو یک پسر قد بلند و خوش چهره ای داشت میامد یه تیشرتی تنش بود خیلی گشاد و بلند جوری که تن لاغرش توش زار میزد و روی شکمش هم با حروف بزرگ انگلیسی چند جمله نوشته بود ، جملات را خواندم بهش که رسیدم صداش کردم بعد ازش پرسیدم این لباس چیه پوشیدی چرا اینقدر گشاده گفت که خوشگله ،مده و من هم پوشیدم ، گفتم خب حالا میدونی چی روش نوشته حتی این جملات پشتش هم نوشته شده ؟ گفت نه ، گفتم توکه نمیدونی این چه لباسیه چرا پوشیدی ؟
گفت حالا مگه چشه ؟ گفتم این لباس روش نوشته شده من باردارم مواظب باشید ، گشادی لباس هم به همین خاطر است ،این لباسها را زنان حامله غربی میپوشند تا عابران مواظب باشند و بهشون نخورند ، پسره تا اینها را فهمید چنان از خود بی خود شد که لباس را درآورد و با یک رکابی بدون خداحافظی فرار کرد .

بله دوستان این است وضعیت جوانان عزیزما که بدون توجه به نوشته ها هرلباسی می پوشند.


برچسب‌ها: تصاویر, عکس, داستان, پسر, تیپ جوان

تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد 1393 | 14:25 | نویسنده : صدراله تزم |

کوروش کبیر دستور داد برای ساختمان قصر پله هایی بسازند که ارتفاع هر پله بیشتر از یک وجب نباشد. ملازمان از وی پرسیدند چرا در حالیکه میتواند پله های کمتر و با ارتفاع کمی بلندتر بسازد این همه پله با این کم میسازد؟
کوروش گفت: زنان دربار ما از این پله ها عبور خواهند کرد. در شان زن ایرانی نیست پایش را بیشتر از یک وجب بالا ببرد .


برچسب‌ها: جملات ارزشمند, داستان, تصاویر, عکس, کوروش کبیر

تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 | 17:43 | نویسنده : صدراله تزم |