ساحل نشین بندر گناوه
 
از هر دری سخنی...

به وبلاگ ساحل نشين بندر گناوه خوش آمديد...***اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا * هرکجايادخدابود،تورايادم هست!هرکجايي که خدابود،مرايادآور...

وبلاگ دوومیدانی گناوه

روزی، مردی گناوه ای به نام غلماس، در زندگی خویش به پوچی رسید، لذا تصمیم به خودکشی گرفت. بالای صخره ای نوک تیز ایستاد و دور گردن خود طناب بزرگی بست. سمت دیگر طناب را به تخته سنگی بزرگ گره زد. مقداری سم نوشید و لباس خود را به آتش کشید. بلافاصله به سمت پایین پرید و در همان لحظه با هفت تیر به سوی خود شلیک کرد.
اما گلوله به خطا رفت و طناب بالای سرش را برید. او که از خطر حلق آویز شدن جان سالم به در برده بود، به داخل آب سقوط کرد.
آب شعله های آتش را خاموش کرد و استفراغ، سم را از بدنش خارج ساخت. ‪ توسط یک ماهیگیری از آب خارج و به بیمارستان امیرالمومنین منتقل شد. در بیمارستان بود که به خاطر نبود امکانات و دارو جان به جان آفرین تسلیم کرد


برچسب‌ها: داستان, لطیفه, طنز, عکس, مردگناوه ای
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم شهریور 1393 توسط صدرالله تزم

فقیربه دنبال شادی ثروتمند و ثروتمند به دنبال آرامش فقیر

کودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک

پیر به دنبال قدرت جوان و جوان در پی تجربه

آنان که رفته اند در آرزوی بازگشت

و آنان که مانده اند در رویای رفتن

نمی دانم کدام پل در کجای دنیا شکسته

که هیچ کس به مقصد خود نمی رسد.


برچسب‌ها: عکس, تصاویر, آرامش, پل, جملات ارزشمند
نوشته شده در تاريخ شنبه یکم شهریور 1393 توسط صدرالله تزم

یه روز تو یکی از خیابانهای کشورداشتم پیاده میرفتم از روبرو یک پسر قد بلند و خوش چهره ای داشت میامد یه تیشرتی تنش بود خیلی گشاد و بلند جوری که تن لاغرش توش زار میزد و روی شکمش هم با حروف بزرگ انگلیسی چند جمله نوشته بود ، جملات را خواندم بهش که رسیدم صداش کردم بعد ازش پرسیدم این لباس چیه پوشیدی چرا اینقدر گشاده گفت که خوشگله ،مده و من هم پوشیدم ، گفتم خب حالا میدونی چی روش نوشته حتی این جملات پشتش هم نوشته شده ؟ گفت نه ، گفتم توکه نمیدونی این چه لباسیه چرا پوشیدی ؟
گفت حالا مگه چشه ؟ گفتم این لباس روش نوشته شده من باردارم مواظب باشید ، گشادی لباس هم به همین خاطر است ،این لباسها را زنان حامله غربی میپوشند تا عابران مواظب باشند و بهشون نخورند ، پسره تا اینها را فهمید چنان از خود بی خود شد که لباس را درآورد و با یک رکابی بدون خداحافظی فرار کرد .

بله دوستان این است وضعیت جوانان عزیزما که بدون توجه به نوشته ها هرلباسی می پوشند.


برچسب‌ها: تصاویر, عکس, داستان, پسر, تیپ جوان
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 توسط صدرالله تزم

کوروش کبیر دستور داد برای ساختمان قصر پله هایی بسازند که ارتفاع هر پله بیشتر از یک وجب نباشد. ملازمان از وی پرسیدند چرا در حالیکه میتواند پله های کمتر و با ارتفاع کمی بلندتر بسازد این همه پله با این کم میسازد؟
کوروش گفت: زنان دربار ما از این پله ها عبور خواهند کرد. در شان زن ایرانی نیست پایش را بیشتر از یک وجب بالا ببرد .


برچسب‌ها: جملات ارزشمند, داستان, تصاویر, عکس, کوروش کبیر
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط صدرالله تزم

داشتم زنگ میزدم خونمون که اشتباهی خونه یه خانم پیری رو گرفتم،تا خواستم معذرت خواهی کنم

بهم گفت:مهرداد جان تویی

تاخواستم بگم: نه

گفت: رضاجان تویی مادر

گفتم:نه مادرجان اشتباه شده ببخشید

اسم سوم رو که گفت دلم شکست

گفتم آره مادرجون،زنگ زدم احوالتون رو بپرسم

باور نمی کنید آنقدر ذوق کرد که چشام خیس شد.


برچسب‌ها: مطالب جالب, عکس, تصاویر, مادر, داستان
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 توسط صدرالله تزم

يكى از پادشاهان بي نهايت اظهار محبت و علاقه به زنها مي نمود، و در مقابل آنها مفتون و بى اختيار مي شد.
وزير پيوسته پادشاه را از اين قسمت نهى نموده ، و عواقب سوء آنرا براى سلطان تذكر مي داد.
نصايح و تبليغات وزير در قلب سلطان تاءثير كرده ، و تفاوت كلى در حال او پيدا گشته ، و نسبت به زنها و كنيزهاى خود اظهار خونسردى مى كرد.
يكى از كنيزهاى مخصوص با سلطان خلوت كرده : و از علت خونسردى و بى ميلى او نسبت به زنها استفسار نمود.
سلطان در مقابل اصرار او؛ جريان امر را ظاهر كرد.
كنيز تقاضا نمود كه : او را به وزير بخشش كند، و منتظر جريان عمل باشد.
سلطان كنيز را به وزير خود بخشيد.
كنيز هر طورى بود: محبت خود را در قلب وزير وارد و برقرار كرد.


برچسب‌ها: داستان, وزیر, زن هوسران, عکس, تصاویر

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم مرداد 1393 توسط صدرالله تزم

متن حکایت:

يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:
شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.

لطفاً پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد و نظرتان را بگویید؟


برچسب‌ها: عکس, مطالب آموزنده, تصاویر, راننده, مسافر زن

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام تیر 1393 توسط صدرالله تزم

خداوند برای ما انسان‌ها، در طول سال یک شب ویژه و استثنایی گذاشته و فرموده که این شب از هزار ماه بهتره. امامان(ع) ، ما رو راهنمایی کردن و فرمودن که شب قدر توی ماه رمضانه و یکی از سه شب (نوزدهم، بیست و یکم، و بیست و سوم ماه رمضان) هست، که اگه کسی اون شب رو بیدار بمونه و دلش با خدا باشه، فرشته‌ها به اون سلام میکنند.

یک سوره در قرآن داریم که مربوط به این شبه و اسمش سوره قدر هست. در آخرین آیه این سوره، خداوند فرموده  « این شب تا صبح آن، سلام میباشد». بزرگانی که توضیح قرآن رو نوشتند و به مفسرین قرآن معروف‌اند، گفتهاند که منظور از سلام، اینه که در آن شب، فرشته‌ها از هر شخص با ایمانی که مشغول بندگی و عبادت خدا باشه، رد بشند، به اون سلام میکنند. این آیه به ما میگه که خدای مهربون توی این شب  به همه کسانی که بیدارن و با خدا صحبت میکنن، یک مهربونی خاصی داره.

شب قدر، شب بسیار ارزشمندی است و  فرصت بسیار خوبی برای دعا کردن است.  پس در این شب دست‌هایمان را به آسمان بلند میکنیم و از ته دل با خدا حرف میزنیم.


برچسب‌ها: شب قدر, تصاویر, عکس, مطالب آموزنده, رمضان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 توسط صدرالله تزم

 "روزه داری در آنها باید با رعایت کامل اصول تغذیه ای صورت بگیرد."

 بسیاری از کودکان ۹ تا دوازده ساله به تبعیت از والدینشان علاقه‌مندند که روزه بگیرند و به این ترتیب پدر و مادر خود را با نگرانی‌هایی از جهت این که فرزندشان می‌تواند در این روزهای گرم سال، بیش از ۱۶ ساعت گرسنگی و تشنگی را تحمل کند یا خیر، روبه‌رو می‌کنند.


برچسب‌ها: مطالب آموزنده, روزه داری کودکان, عکس, تصاویر, رمضان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم تیر 1393 توسط صدرالله تزم

 در خبرها آورده اند که مردی صبح گاهان برای ادای نماز صبح روانه مسجد شد در راه پایش سر خورد و در گودالی آب فرود آمد به منزل برگشت و پس از تعویض لباس دوباره روانه مسجد شد .
دوباره همانجا سر خورد و به گودال افتاد. مرد به سوی خانه برگشت برای بار سوم لباس پوشید و روانه خانه خدا گردید.
وقتی به گودال آب رسید دید مردی فانوس به دست منتظر او ایستاده ...
مرد فانوس به دست گفت من منتظر تو هستم تا تو را به سلامت به  مسجد رسانم
عابد قصه ما از او تشکر کرد و با هم روانه مسجد شدند.وقتی به مقصد رسیدند مرد عابد قصه ما، از مرد فانوس به دست پرسید
تو که هستی و برای چه به من کمک کردی .. مرد فانوس به دست جواب داد ....
من شیطانم .. بار اول که به زمین خوردی دوست میداشتم که ازبرگشتن منصرف شوی
 ولی تو با برگشت خود موجب  شدی خداوند تمام گناهان خویشاوندانت را عفو نمایدو در مرتبه دوم که به زمین خوردی لباس پوشیدی و برگشتی.خداوند گناهان تمام مردم دهکده ات را بخشید.
ترسیدم اگر بار دیگر به زمین بخوری خداوند به خاطر تو از سرتقصیرات تمام مردم زمین بگذرد بنابراین چاره را در آن دیدم که شما را به سلامت به مقصد رسانم.


برچسب‌ها: عابد, شیطان, داستان, تصاویر, عکس
نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم تیر 1393 توسط صدرالله تزم

روزه آن است كه انسان براي انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چيزهايي كه روزه را باطل مي‏كند خودداري نمايد.برای آشنایی بیشتر با احکام روزه به ادامه مطلب بروید.


برچسب‌ها: احکام روزه, ماه مبارک رمضان, عکس, تصاویر, مطالب آموزنده

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم تیر 1393 توسط صدرالله تزم

مردی که سالیان سال همه را فریب داده بود نصوح نام داشت. نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندام زنانه داشت. او مرد شهوتران بود و  با سواستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد. هیچ کسى از وضع نصوح خبر نداشت، او از این راه هم امرارمعاش می کرد و هم ارضای شهوت.

نصوح چندین بار به حکم وجدان از کارش توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.

او دلاک و کیسه کش حمام زنانه بود. آوازه تمیزکارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران و رجال دولت و اعیان و اشراف دوست داشتند که وى آنها را دلاکى کند.


برچسب‌ها: داستان, نصوح, حمام زنانه, دلاک, کیسه کش

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم تیر 1393 توسط صدرالله تزم

باسلام.ساحل نشین بندر گناوه صمیمانه ترین تقدیر وتشکر را نثار تمامی بازدیدکنندگان خود نموده و اسامی بازدیدکنندگان فعال در سه ماه اخیر را به شما معرفی می نماید.

  ازکلیه دوستان عزیز خواهشمندیم در نظرات،چگونگی ورود و آشنایی با این وبلاگ و همچنین میزان رضایتشان نسبت به این وبلاگ را در قسمت نظرسنجی به ما اعلام نمایند.ضمناً برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده نمایید.باتشکرمدیروبلاگ

 اسامی بازدیدکنندگان فعال در فروردین،اردیبهشت و خرداد ماه 1393

1-جنوبی (لاله)

2-آسمانی ها (پریا)

3-سنی سوپرم (نگار)

4-سریرا دختر دریای جنوب (اسماء)

5-دوای درد بی درمان کجایی؟ (زینب)

6-خسته ام (سحر)

7-سراب رد پای تو (الناز)

8-مرواریدشمال ایران اشکورات (اشکورنیوز)

9-یادها و خاطره ها (علی سالمی)

10-دختر مهربون (ریحانه)

11-آخه کجایی؟ (h-t)

12-محله آذرآبادخورموج (مرتضی مقاتلی)

13-احساس تلخ (فاطمه)

14-خودم و تنهایی هام (معصومه)

15-برای شهرم (عباس حقیقی)

16-اجتماعی انتقادی مطبوعاتی(علی اکبر فرقانی)


برچسب‌ها: معرفی وبلاگ ها, وبلاگ برتر, بازدیدکنندگان, تقدیر وتشکر
نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم خرداد 1393 توسط صدرالله تزم

هر جا صحبت از « تقلــــــــــب » است
    نام درخشان « دانشجوی ایرانــــــــــی» می درخشد


برچسب‌ها: طنز, شب امتحان, عکس, تصاویر, دانشجو

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 توسط صدرالله تزم

وبلاگ ساحل نشين بندرگناوه

وبلاگ من يادگاربابام

تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : پيچک