به وبلاگ ساحل نشين بندر گناوه خوش آمديد...***اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا * هرکجايادخدابود،تورايادم هست!هرکجايي که خدابود،مرايادآور...

دختری با مادرش در رختخواب  ***    درددل می کرد با چشمی پر آب

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست  ***   زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟  ***  روی دستت باد کردم مادرم!

 سن من از بیست وشش افزون شد  ***  دل میان سینه غرق خون شد

 هیچ کس مجنون این لیلا نشد  ***  شوهری از بهر من پیدا نشد

 غم میان سینه شد انباشته  ***  بوی ترشی خانه را برداشته!

 مادرش چون حرف دختش را شنفت   ***   خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

 دخترم بخت تو هم وا می شود   ***    غنچه ی عشقت شکوفا می شود

 غصه ها را از وجودت دور کن   ***   این همه شوهر یکی را تور کن!

گفت دختر ،مادر محبوب من!   ***    ای رفیق مهربان و خوب من!

 گفته ام با دوستانم بارها   ***     من بدم می آید از این کارها

 در خیابان یا میان کوچه ها   ***      سر به زیر و با وقارم هر کجا

 کی نگاهی می کنم بر یک پسر   ***    مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

 غیر از آن روزی که گشتم همسفر   ***    با سعیدو یاسر و ایضا صفر

 با سه تاشان رفته بودم سینما   ***      بگذریم از مابقی ماجرا!

 یک سری هم صحبت صادق شدم   ***     او خرم کرد آخرش عاشق شدم

 یک دو ماهی یار من بود و پرید   ***    قلب من از عشق او خیری ندید

 مصطفای حاج علی اصغر شله   ***    یک زمانی عاشق من شد،بله

 بعد جعفر یار من عباس بود   ***     البته وسواسی وحساس بود

 بعد ازآن وسواسی پر ادعا   ***      شد رفیقم خان داداش المیرا

 بعد او هم عاشق مانی شدم   ***     بعد مانی عاشق هانی شدم

 بعدهانی عاشق نادر شدم   ***     بعد نادر عاشق ناصر شدم

 مادرش آمد میان حرف او   ***     گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

 گرچه من هم در زمان دختری   ***    روز و شب بودم به فکر شوهری

 لیک جز آن که تو را باشد پدر   ***     دل نمی دادم به هرکس اینقدر

 خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی   ***     واقعا که پوز مادر را زدی...


برچسب‌ها: شعر, طنز, تصاویر, عکس, دختر

تاريخ : شنبه دوم اسفند 1393 | 1:5 | نویسنده : صدراله تزم |

آیامی دانستیدمعنی(بای) که این روزهابعضی جوانان به اصطلاح تحصیل کرده

ومترقی برای کلاس در محاوره های روزانه خودچه ازطریق پیامک=اس ام اس و یا در

زمان جداشدن ازهم دیگه بجای خداحافظ/خدانگهدار/درپناه خدا به کار می

برندسرمنشأ و پیدایشش ازکجاست؟ وچه معنی دارد؟ ومفهومش چیست؟ بای

یعنی درحفاظت پاپ باشی. نگوییدکه پاپ رهبرمسیحیان (کاتولیک های

جهان)رونمیشناسید. آیا رواست که یک ایرانی خداشناس و خداپرست درحفاظت

پاپ باشه؟ خودتان قضاوت کنید (خداحافظ/خدانگهدار)=خداوندحافظ ونگهدارتان

باشدبهتر؟ یا (بای)=درحفاظت پاپ باشید/پاپ نگهدارتان باشد.


برچسب‌ها: مطالب آموزنده, تصاویر, عکس, بای, پاپ رهبر مسیحیان

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن 1393 | 1:12 | نویسنده : صدراله تزم |

تبلیغ دین، بیش از هر چیز نیازمند فهم صحیح دین است. اگر تبلیغ بر اساس برداشتهای خطا و یا التقاطی از دین بنا نهاده شود؛ نه تنها موجب رشد دین نخواهد شد بلکه بیشترین ضربه را به دین وارد خواهد کرد.

امروزه شبکه های اجتماعی به خصوص نوع موبایلی آن سعی در ایفای نقش جایگزین برای ارتباطات چهره به چهره را دارند. رسانه هایی که بر خلاف بسیاری از رسانه های جمعی دیگر، حس آزادی و فعالیت بیشتری را در مخاطب ایجاد می کنند. این شبکه ها اما، مدتی است که محملی شده اند برای انتشار سخنانی خاص با رنگ و بوی دینی. سخنانی که به صورت پادکست و با میکس و مونتاژی نسبتا مناسب به برخی از موضوعات فرهنگی و اجتماعی می پردازد. هدف نیز ارائه چهره رحمانی دین در راستای تبلیغ آن و جذب جوانان است.

پیشتاز این حرکت شخصی است به نام «سید حسن آقامیری» که کلیپ های او با توجه به غیر عادی  بودن صحبت های وی در شبکه های اجتماعی منتشر شده است . آقامیری را می توان از جمله  اشخاصی دانست که به اصطلاح در راستای جذب جوانان اقدام به ارائه برداشتی متفاوت از دین کرده است اما...


برچسب‌ها: مطالب آموزنده, سیدحسن آقامیری, تصاویر, عکس, بهشت

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیستم بهمن 1393 | 2:53 | نویسنده : صدراله تزم |

الان ﺑﺎ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﻋﻮﺍﻡ ﺷﺪ، ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺮﺩ ﺑﺎﻻ ﮐﻪ ﺑﺰﻧﻪ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﻢ،

 ﻣﻨﻢ ﻳﻬﻮ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﻓﺎﺯ ﻫﻨﺪﻱ ﮔﻔﺘﻢ :

ﺑﺰﻥ پدر!.. ﺑﺰﻥ... ﺑﺬﺍﺭ بفهمم ﮐﻪ پدﺭ ﺑﺎﻻى ﺳﺮﻣﻪ.

ﺑﺰﻥ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﻫﻨﻮﺯ بی ﺻﺎﺣﺎﺏ ﻧﺸﺪﻡ...

ﺑﺎبامم چنان ﺯﺩ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ که مث لواشک چسپیدم به فرش!!

نمیدونم چراتو فیلما همدیگه رو بغل میکردن!!!


برچسب‌ها: طنز, عکس, تصاویر, سیلی زدن, کتک

تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن 1393 | 15:4 | نویسنده : صدراله تزم |

فكر می كنید اگه در دوره حافظ و فردوسی و......تلفن بود، اونم از نوع منشی دار، منشی تلفن خونشون چی می گفت؟
لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید...


پیغام‌گیر حافظ
رفته‌ام بیرون من از كاشانه‌ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه‌ی خود غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر كه بگذاری پیام
زان زمان كو باز گردم خانه‌ی خود غم مخور

پیغام‌گیر سعدی
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلك گر فرصتی دادی به دستم

پیغام‌گیر فردوسی
نمی‌باشم امروز اندر سرای
كه رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا برآید بلند آفتاب

پیغام‌گیر خیام
این چرخ فلك، عمر مرا داد به باد
ممنون تو‌ام كه كرده‌ای از من یاد
رفتم سر كوچه، منزل كوزه فروش
آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد

پیغام‌گیر منوچهری
از شرم، به رنگ باد باشد رویم
در خانه نباشم كه سلامی گویم
بگذاری اگر پیام، پاسخ دهمت
زان پیش كه همچو برف گردد رویم

پیغام‌گیر مولانا
بهر سماع از خانه‌ام، رفتم برون، رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم
برگو به من پیغام خود، هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم!

پیغام‌گیر باباطاهر
تلیفون كرده ای جانم فدایت
الهی مو به قربون صدایت
چو از صحرا بیایم، نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت

پیغام‌گیر شاعران شعر نو
افسوس می خورم،
چون زنگ میزنی،
من خانه نیستم كه دهم پاسخ تو را،
بعد از صدای بوق،
برگو پیام خود،
من زود می‌رسم،
چشم انتظار باش


برچسب‌ها: طنز, شعر, عکس, تصاویر, شاعران

تاريخ : شنبه چهارم بهمن 1393 | 23:11 | نویسنده : صدراله تزم |

ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺪﺭﯼ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ امیدوارم ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ. 

        1.ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪﺳﺮﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭش.
        2.ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ .
        3.ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ  

ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ! 

 ﭘﺲ ﺑﻪﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪر ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪﺧﺎﻧﻪ  

ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ.ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ 

 ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ . 

ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻋﻠﺘش را ﭘﺮﺳﯿﺪﮔﻔﺖ:ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ!ﺩﺭ  

ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ.و میخواستﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ  

ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ ﻭ شروع هم كرد و اتفاقاً معتاد قابلى هم شد   

و داستان آموزنده ما رو خراب کرد و رفت به نظر شما پدرش در این مورد چه هدفی داشت؟


برچسب‌ها: داستان, عکس, تصاویر, وصیت پدر, معتاد

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم دی 1393 | 18:11 | نویسنده : صدراله تزم |

در یکی از صفحات فیسبوک منتسب به بهزاد فراهانی ، نامه ای خطاب به گلشیفته فراهانی منتشر شده است.
  در این نامه آمده است:
تو را دخترم نمیخوانم ،
چرا که هنر را با عریانی اشتباه گرفتی .
تو را دخترم نمی نامم
چرا که هویت آریایی را در اندام لخت خود به مسخره گرفتی
تو را چه بگویم که از هنر و فهم تنها حیوانی ترین راه را برای اعتراض یافتی ،
فرزند فرهنگ باخته ام من برخودم لعنت فرستادم که یادم رفت برایت شاهنامه بخوانم ،
از کوروش و زرتشت بگویم ، لعنت به من که کنار بازیگری ،
بازی زندگی را یادت ندادم که چنین رسوایی را برای آریایی به بار آوردی ،
دیدن اندام عریانت ، زانوانم را لرزاند ،
فرزند ، چه بر سر هویت متعصب ایرانی آوردی ،
کاش مرده بودم واندام برهنه ونگاه بی رنگت ، در دستان مردم دست به دست نمی شد .
کاش تو اعتراض باشرفت میکردی . نه با اندامت ،
که فقط یک پدر رو خرد کردی .
با من چه کردی
ای غریبه …!'


برچسب‌ها: تصاویر, عکس, بهزادفراهانی, گلشیفته فراهانی, نامه فراهانی

تاريخ : شنبه بیست و هفتم دی 1393 | 1:45 | نویسنده : صدراله تزم |

بارها ازم سوال شده هدفت از ساخت این وبلاگ چیه و من به افراد مختلف جوابهای مختلف دادم چون بعضی افراد حقیقت را نمی تونند باور کنن و باید با زبون خودشون باهاشون صحبت کنی.

خانمی از تهران گلایه مند بود: شما که مطالبت آخوندی و مذهبی هست چرا عکس یکی از بستگانمون رو در یکی از مطالبت گذاشتی و بهش توهین کردی مطمئن بودم فقط عکس رو دیده و مطلب رو نخونده با اینکه با بی احترامی با من صحبت می کرد من با آرامش به او گفتم مطلب رو کامل بخون بعد انتقادت رو می شنوم مطمئن بودم اگه مطلب رو کامل بخونه دیگه از شرمندگی تماس نمیگیره و همین طور شد.

یا دوستی که در نظرات ایراد فرمودند که چرا شما، شماره تلفن و مشخصاتتون رو گذاشتید میخواهی دخترها باهاتون تماس بگیره که در همون نظر جوابش رو دادم. ویا دوستانی که از شهرهای مختلف ایران با من تماس میگیرن تا در مورد شهر گناوه و بازار اون اطلاعات بگیرن ویا برای مسافرت به گناوه از من راهنمایی میخوان.

توی این پست سر صحبتم با وبلاگ نویسان هست دوستان عزیزی که در دنیای مجازی دست به ساخت وبلاگ میزنن برای نوشتن خاطرات،مطالب طنز و خیلی چیزهای دیگه...

همانطور که در اول عرایضم با چند مثال برداشت افراد مختلف را در مورد مطالب این وبلاگ گفتم  نظرات مختلفی هم نسبت به مطالب وبلاگ شما وجود داره تا حالا به این فکر کردید که پست هایی که در وبتون میزارید میتونه چه تاثیرات منفی و یا مثبتی روی مخاطبتون بذاره؟

چقدرخوب میشه که این تاثیر مثبت باشه.می دونید که اگه این تاثیر منفی باشه شما هم درگناه مخاطبتون شریک هستید!!!

حالا خطابم با اون دسته از دوستام هست که تو وبلاگشون مطالب عاشقانه و کلاً مطالبی میزارن که شاید رو مخاطبشون تاثیر منفی میزاره،نمیدونم مثلا اینکه از دوستی هاشون با جنس مخالف بگن و عکس های مختلف بزارن...

میدونم هدف هیچ کدوم از ما این نیست که دیگران رو منحرف کنیم ولی با این کار ناخواسته شاید کسی رو به راه بد بکشونیم.

درآخر کلامم از همه ی دوستای مجازیم بعنوان برادر کوچکتر تقاضا میکنم که با هدف قدم بر دارید و همیشه هدفتون مثبت باشه و مخاطبتون رو بیاد خدا بندازید تا خدا اجرشو بهتون بده.وسلام


برچسب‌ها: عکس, تصاویر, حرف دل, روز نوشت, وبلاگ نویسی

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم دی 1393 | 13:33 | نویسنده : صدراله تزم |

اگه گفتی اشتباهش کجاست؟

  بسم الله الرحمن الرحیم

 قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد

  بسم الله الرحمن الرحیم

 قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد

  بسم الله الرحمن الرحیم

  قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد

خوب دیگه نگرد

  اشتباهی نداره

  ثواب ختم یه قرآن را بردی 

  منم تو ثوابتون شریکم

  حالا برو مطالب بامزه رو در ادامه مطلب بخون و نظر بده...


برچسب‌ها: عکس, تصاویر, طنز, لطیفه, مطالب خنده دار

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه شانزدهم دی 1393 | 1:11 | نویسنده : صدراله تزم |

شخصی از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت

خدا گفت ان را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم

 با خود فکر کرد و فکر کرد گفت اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم

 خداوند به او داد

گفت اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم

خداوند به او داد

اگر ….. اگر ……. و اگر……..

اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم

خداوند گفت باز هم بخواه

گفت چه بخواهم هر آنچه را که هست دارم

گفت بخواه که دوست بداری بخواه که دیگران را کمک کنی بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی

و او دوست داشت و کمک کرد

و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد

رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست

در نگاه و لبخند دیگران.


برچسب‌ها: مطالب آموزنده, خوشبختی, موفقیت, عکس, تصاویر

تاريخ : جمعه دوازدهم دی 1393 | 21:58 | نویسنده : صدراله تزم |

این دعا را منتشر کنید و ببینید چطور غم هایتان از بین میرود :

                                   ((سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ

                       امری و ارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ العامین))

ترجمه :

منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است . غم و مشکل من را برطرف کن ، بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای پروردگار جهانیان .

حضرت محمد(ص)فرمودند: هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش گشایش پیدا می کند.


برچسب‌ها: مطالب آموزنده, تصاویر, عکس, درد و دعا, حضرت محمد

تاريخ : چهارشنبه سوم دی 1393 | 1:57 | نویسنده : صدراله تزم |

خداوند در روز قیامت از تو نخواهد پرسید که در دنیا چه اتومبیلی سوار می شدی،بلکه خواهد پرسید چند نفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟؟

خداوند از تو نخواهد پرسید که خانه ات چند متر بوده،بلکه خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟؟

خداوند از تو نخواهد پرسیدکه چه لباس هایی در کمد داشتی،بلکه خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟؟

خداوند از تو نخواهد پرسید که چقدر حقوق می گرفتی،بلکه خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی؟؟

خداوند از تو نخواهد پرسید که عنوان و مقام شغلی تو چه بوده،بلکه خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟؟

خداوند از تو نخواهد پرسید که چه تعداد دوست داشتی،بلکه خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی؟؟

خداونداز تو نخواهد پرسید که در چه منطقه ای زندگی می کردی،بلکه خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟؟

خداوند از تو نخواهد پرسید که رنگ پوستت چه بوده،بلکه خواهد پرسید چگونه انسانی بودی؟؟

خداوند از تو نخواهد پرسیدکه چرا اینقدر طول کشید تا به جستجوی رستگاری بپردازی،بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه جهنم به عمارت بهشتی خود خواهد برد..

و

خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی،بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟؟

نتیجه:

به نظر من،یکی از سوال هایی که خداوند در روز قیامت از همه ی انسان هاخواهد پرسید این است:

«تو،تویی؟!»

یعنی تو همان کسی هستی که به تو لقب خلیفه داده بودم؟؟پس هرگز فراموش نکن که خداهنوز منتظر توست..«منتظر تو واقعی تو»


برچسب‌ها: مطالب آموزنده, شیطان, تصاویر, عکس, قیامت

تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 5:37 | نویسنده : صدراله تزم |

یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت:  یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع  نامناسبی داشتند.

آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را فورا صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟(البته آقا می دانست)؛  آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیر من و این دختر دوست هستیم. 

آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود : بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، ومن هم آمادگی دارم که شخصاً خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار ، همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .

آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند . با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.

منبع: نشریه ماه تمام ،شماره ۳،ص۱۷

در این جاست که تفاوت ها معلوم می شود !


برچسب‌ها: مطالب آموزنده, عکس, تصاویر, آیت الله خامنه ای, دوست پسرودختر

تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393 | 5:22 | نویسنده : صدراله تزم |

هر صبح شما  به محل کارخود می روید، چه به عنوان یک کارمند یا یک کارفرما – مهم نیست  – مهم این است که شما بهترین خود باشید شما می خواهید آنچه را که انجام می دهید با عشق انجام دهید می خواهید دستمزد خوبی دریافت کنیدشما می خواهید از کارتان قدردانی شودهمین طور  نمی خواهید شغل تان باعث آسیب و یا صدمه زدن به شما شود.
با این حال، گاهی اوقات که  روز را با یک نگرش بزرگ شروع می کنید و آماده به چالش کشیده شدن هستید،همه چیز به طور ناگهانی خراب می شود. آدم هایی که قصد کمک کردن به آنها را دارید  تند و زننده برخورد می کنند، شایعات بی اساس منفی باعث ناراحتی شما می شوند و یا رئیسی برخورد می کنید که هرگز قادر به خوشحال کردن او نیستید. 
چه کاری انجام خواهید داد؟  


برچسب‌ها: مطالب آموزنده, عکس, تصاویر, سایت کارمند, تکه های گمشده

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هجدهم آذر 1393 | 22:56 | نویسنده : صدراله تزم |